ای کسانی که دم از باور ایمان دارید، خبر از فاجعهٔ تلخ زمستان دارید؟
سر سجادهٔ ابریشتمان وقت سحر فکر کردید به سرمای شدید دم در به تن آسایی یک زن، بغل باغ چنار؟ وسط سوز دم صبح خیابان بهار به تب باکرهای گمشده در جنگل فقر؟ عصمتی سوخته در نشئگی از منقل فقر علم دین شده افراتشه بر سر در شهر و شما، از پس یک شیشه تماشاگر شهر چه نمازیست که از قافلهٔ غافل ماندید؟ شرفی مرد و شما سورهی یس خواندید نرم و آهسته پس شیشه تماشا کردید گرگ زد، گله پر از خون شد و حاشا کردید گرگها، بره تان را به چپاول بردند خواب
برچسب: نویسنده: یونا رفیعی تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 9:20